قاضى ابرقوه
528
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
كه آن را خرّار گفتندى ، نزول كرده بودند . چون سعد وقّاص ، رضى اللّه عنه ، بدان منزل رسيد ، قريش برفته بودند . پس چون ايشان را نيافت ، باز مدينه گرديد و پيشتر نرفت . و اللّه هو الملهم . غزو چهارم غزو بدر الأولى است محمّد بن إسحاق گويد : رحمة اللّه عليه ، كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، از غزو عشيره بازگرديد و چند روز برآمد ، كرز بن جابر الفهرى با لشكرى از قريش ناگاه درآمد [ 1 ] ، و گلهء مدينه از صحرا براند و ببرد . چون اين خبر بياوردند ، سيّد ، عليه السّلام ، زيد بن حارثه را بنيابت خود در مدينه بازداشت و خود با لشكرى از دنبالهء وى برفت . * پس چون به وادى سفوان رسيد ، مرد [ 2 ] پيش باز آمد و گفت كه : قريش و كرز بن جابر براهى ديگر برفتند ، و ايشان را در نتوان يافت [ 3 ] . و سيّد ، عليه السّلام ، از آن جايگاه باز مدينه آمد . و اين غزو را از بهر آن بدر الاولى گويند كه وادى سفوان از ناحيت بدر است . پس سيّد ، عليه السّلام ، از آن جايگه بازگرديد و بقيّت جمادى الآخره ، و رجب و شعبان در مدينه مقام كرد . و در ماه رجب عبد اللّه بن جحش را با لشكرى به نخله فرستاد ، از بهر تجسّس أحوال قريش و غزو كردن ايشان . محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، از غزو بدر الاولى باز گرديد ، در ماه رجب عبد اللّه بن جحش با هشت سوار از مهاجران بفرستاد ، تا در جانب نخله ، ميان مكّه و طائف ، مقام كند و تجسّس أحوال قريش مىكند ،
--> [ ( 1 - ) ] در اصل : درآمدند ، و بر طبق روا و ط و پا ضبط شد . [ ( 2 - ) ] كذا در اصل و ساير نسخهها و شايد : مردى . [ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 251 چنين آمده است : حتى بلغ واديا ، يقال له : سفوان ، من ناحية بدر ، وفاته كرز بن جابر فلم يدركه .